الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
430
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
مىتوانست كتاب بخواند . متوكل به پيرمرد سالخوردهاى رو كرد و گفت : « مهمانى بركوارا كجا ، مهمانى فم الصلح كجا ؟ . . . » اما مهمانى « فم الصّلح » جشن ازدواج مأمون بود با پوران ( دختر حسن بن سهل سرخسى ) و مأمون در آن جشن به قدرى مال خرج كرد كه كسى نظير آن را در تمام مراحل تاريخ بشرى نديده بود ، و آن پيرمرد گوشهاى از آن جشن را براى متوكل نقل كرد : « من از تفصيل آن عاجزم ، و ليكن به اختصار مىگويم ، تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل : « در جشن زفاف پوران در فم الصلح بر دروازهء شهر ، خود شاهد بودم ، دل و جگر مرغ ، مرغابى ، غاز ، برّه گوسفند ، شكار و انواع پرندگان را ديدم ، به طورى كه تمام سپاه سير شدند و حسن بن سهل لازم ديد كه شتربانان عرب را احضار كند تا مقدارى از آنها را منتقل كنند و مقدارى از آنها را به دجله ريختند ، به طورى كه چند روز به دليل بدبويى نمىشد از آب دجله آشاميد . . . يا امير المؤمنين ! من خود شاهد بودم كه خدمتگزاران و غلامان شما در مهمانى بركوارا بر سر دل و جگرها با هم مجادله مىكردند ! ! » متوكل متحير شد و چنين گفت : « اللّه اكبر ! چيزى براى گفتن نگذاشتهاند . . . » [ 1 ] جشن بيعت براى فرزندان متوكل در جشنى كه به مناسبت بيعت گرفتن براى اولادش به پا كرده بود اموال زيادى صرف كرد . مقصود از اولاد متوكل : محمد ملقب به المنتصر و زبير ملقب به المعتز و ابراهيم ملقب به مؤيّد مىباشد ، كه اين بيعت مصادف با روز دوشنبه اول محرم سال ( 236 ه ) بود و از تمام مردم دعوت عمومى به عمل آمد و به قدرى اموال صرف شد كه عقلها حيران مىشد ؛ سفرهاى به طول چهار فرسخ در باغى كه در سامرا كاخ معروف جعفرى در آن ميان بود گستردند كه
--> [ 1 ] الانباء فى تاريخ الخلفاء .